یادداشت

مسئله اصلی، شفافیت است

محمد حسنی؛ روزنامه نگار

نشان اقتصادی؛ چهار ماه از آغاز جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ وارد مرحله‌ای متفاوت شد، می‌گذرد. جنگی که هزینه‌های آن تنها در میدان نظامی خلاصه نمی‌شود و آثار اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی آن بر زندگی مردم نیز سایه انداخته است. طبیعی است که در چنین شرایطی جامعه با یک پرسش اساسی روبه‌رو شود؛ آیا باید مسیر جنگ را ادامه داد یا امروز مذاکره و رسیدن به یک تفاهم، انتخابی عقلانی‌تر است؟

این پرسش تنها در میان مردم مطرح نیست. در فضای سیاسی کشور نیز همچنان دو نگاه متفاوت وجود دارد. گروهی معتقدند هرگونه مذاکره در شرایط فعلی به معنای عقب‌نشینی از مواضع ایران است و ادامه فشار نظامی می‌تواند موقعیت کشور را در مذاکرات آینده تقویت کند. در مقابل، گروه دیگری بر این باورند که باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، توقف جنگ و بازگشت به مسیر دیپلماسی استفاده کرد.

در هفته‌های گذشته، انتشار پیام مهم آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای؛ رهبر جمهوری اسلامی ایران  درباره تفاهم‌نامه ۱۴ بندی و به‌کارگیری عبارت «علی‌الاصول» در تأیید روند مذاکرات، فضای سیاسی کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرد. پس از انتشار این پیام، تحلیل‌های فراوانی درباره مفهوم این عبارت و حدود اختیارات هیئت مذاکره‌کننده مطرح شد. برخی آن را موافقت مشروط دانستند و برخی دیگر از آن برداشت‌های متفاوتی ارائه کردند. اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت، فاصله گرفتن تحلیل‌ها از مرجع رسمی تصمیم‌گیری بود؛ موضوعی که موجب شد روایت‌های مختلف، جای اطلاع‌رسانی دقیق را بگیرد. در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین مسئله نه جنگ باشد و نه مذاکره؛ بلکه نبود گفت‌وگوی شفاف درباره هر دو گزینه است.

اگر قرار است کشور وارد مرحله‌ای جدید از جنگ شود، افکار عمومی حق دارد بداند هدف نهایی چیست. ادامه جنگ تا کجا تعریف شده است؟ شاخص پیروزی چیست؟ هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی آن چگونه مدیریت خواهد شد؟ ظرفیت‌های نظامی، صنعتی و اقتصادی کشور تا چه اندازه پاسخگوی یک جنگ فرسایشی خواهد بود؟ مهم‌تر از همه، برنامه خروج از جنگ چیست؟ هیچ کشوری صرفاً با شعار وارد جنگ نمی‌شود و هیچ جنگی نیز بدون تعریف اهداف سیاسی پایان نمی‌یابد.

از سوی دیگر، موافقان توافق نیز باید به همان اندازه پاسخگو باشند. اگر قرار است کشور به سمت یک تفاهم جدید حرکت کند، این تفاهم چه تفاوتی با تجربه‌های گذشته دارد؟ مهم‌ترین پرسش جامعه این است که آیا تضمین‌های لازم برای اجرای توافق وجود دارد یا خیر. اگر طرف مقابل مانند گذشته از توافق خارج شود، ایران چه ابزار حقوقی، سیاسی یا اقتصادی برای مقابله با آن خواهد داشت؟ تجربه برجام باعث شده بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به هر توافق جدید با احتیاط نگاه کند و این احتیاط را نمی‌توان نادیده گرفت.

بنابراین، مطالبه پاسخ از هر دو جریان سیاسی، نه نشانه مخالفت با جنگ است و نه مخالفت با مذاکره؛ بلکه مطالبه‌ای در جهت شفافیت و مسئولیت‌پذیری است. جامعه‌ای که قرار است هزینه تصمیمات بزرگ را بپردازد، حق دارد درباره دلایل، اهداف و پیامدهای آن تصمیمات نیز آگاه باشد.

در این میان، جای خالی گفت‌وگوی عمومی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. در دوره‌های مختلف، شورای عالی امنیت ملی و مسئولان ارشد کشور تلاش می‌کردند با حضور در رسانه‌ها یا از طریق اطلاع‌رسانی مستمر، فضای افکار عمومی را تا حدی مدیریت کنند. امروز اما این ارتباط کمرنگ‌تر از گذشته به نظر می‌رسد و همین خلأ، میدان را برای گمانه‌زنی، روایت‌های غیررسمی و تحلیل‌های متناقض باز کرده است.در چنین فضایی، رسانه ملی نیز مسئولیتی فراتر از پوشش اخبار روزمره بر عهده دارد. اگر قرار است درباره یکی از مهم‌ترین تصمیمات چند دهه اخیر کشور گفت‌وگو شود، صداوسیما می‌تواند به جای بازتاب صرف مواضع یک جریان، بستری برای طرح دیدگاه‌های مختلف فراهم کند. منظور از این سخن، ایجاد دوگانه‌های سیاسی یا دامن زدن به اختلاف نیست؛ بلکه هدف، افزایش آگاهی عمومی و کاهش ابهام است. تجربه نشان داده هر زمان اطلاعات رسمی با تأخیر یا به‌صورت محدود منتشر شده، فضای رسانه‌ای غیررسمی و شبکه‌های اجتماعی جای آن را پر کرده‌اند و نتیجه آن، افزایش شایعات و کاهش اعتماد عمومی بوده است.

شفافیت، الزاماً به معنای افشای اطلاعات محرمانه نیست. هیچ کشوری جزئیات عملیات نظامی یا مذاکرات حساس خود را در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌دهد، اما تقریباً همه کشورها درباره اهداف، خطوط کلی سیاست‌ها و افق تصمیمات خود با مردم سخن می‌گویند. آنچه امروز افکار عمومی ایران انتظار دارد، همین تصویر کلی است؛ اینکه بداند کشور بر اساس چه راهبردی حرکت می‌کند و افق پیش‌رو چیست.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که قدرت یک کشور تنها با تعداد موشک‌ها، تجهیزات نظامی یا توان رزمی سنجیده نمی‌شود. قدرت منطقه‌ای، حاصل مجموعه‌ای از مؤلفه‌های نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و توان اثرگذاری سیاسی است. کشوری که در میدان نظامی موفق باشد اما نتواند منافع خود را در عرصه دیپلماسی تثبیت کند، بخش مهمی از ظرفیت قدرت خود را از دست خواهد داد.

نمونه‌ای که در سال‌های گذشته بارها درباره آن بحث شده، تحولات پس از جنگ قره‌باغ و مسئله کریدور زنگزور است. فارغ از اینکه هر جریان سیاسی چه تحلیلی از آن رخدادها دارد، یک واقعیت قابل انکار نیست؛ تحولات قفقاز جنوبی نشان داد رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تا چه اندازه می‌تواند بر منافع ایران اثر بگذارد. همین تجربه، اهمیت هم‌زمان قدرت نظامی و دیپلماسی فعال را بیش از گذشته آشکار کرد.

به همین دلیل، اگر امروز گفته می‌شود ایران باید جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند، این هدف صرفاً با ادامه جنگ یا صرفاً با امضای یک توافق محقق نخواهد شد. هر دو ابزار، زمانی ارزشمند هستند که در خدمت یک راهبرد مشخص قرار بگیرند. جنگ بدون هدف سیاسی، می‌تواند به فرسایش منابع ملی منجر شود و توافق بدون تضمین اجرایی نیز ممکن است به تکرار تجربه‌های تلخ گذشته بینجامد.

شاید مهم‌ترین پرسشی که امروز باید از هر دو جریان سیاسی پرسیده شود، این باشد که «فردای تصمیم شما چگونه خواهد بود؟»

اگر طرفدار ادامه جنگ هستید، بگویید نقشه راه چیست، پیروزی چگونه تعریف می‌شود و هزینه‌های آن چگونه مدیریت خواهد شد.

اگر طرفدار توافق هستید، توضیح دهید تضمین‌های اجرایی آن چیست، سازوکار نظارت چگونه خواهد بود و اگر طرف مقابل تعهدات خود را نقض کرد، ایران چه ابزارهایی برای دفاع از حقوق خود در اختیار دارد.

جامعه ایران در مقطعی قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگو، اقناع و شفافیت نیاز دارد. مردم نه از دانستن حقیقت هراس دارند و نه از شنیدن دیدگاه‌های متفاوت. برعکس، هرچه اطلاعات دقیق‌تر و گفت‌وگوها واقعی‌تر باشد، سرمایه اجتماعی برای اجرای تصمیمات بزرگ نیز افزایش خواهد یافت.

امروز مسئله اصلی، انتخاب میان جنگ یا مذاکره نیست؛ مسئله اصلی آن است که هر تصمیمی، بر پایه یک راهبرد روشن، با اطلاع‌رسانی صادقانه و با در نظر گرفتن منافع بلندمدت کشور اتخاذ شود. تصمیم‌های بزرگ، زمانی ماندگار و مؤثر خواهند بود که علاوه بر اتکای به قدرت ملی، از پشتوانه اعتماد عمومی نیز برخوردار باشند؛ اعتمادی که تنها از مسیر شفافیت، پاسخگویی و گفت‌وگوی صریح با مردم به دست می‌آید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا